Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter website statistics



 

   ريشه يابي و بررسي عوامل تركيدن سماور هاي دانشكده ي فيزيك



1 - دور بودن ترياي دختران از دانشكده ي فيزيك تا آن اندازه كه در راه برگشت آدمي تشنه تر و گرسنه تر از پيش می شود



2 - كثيف بودن ميز های ترياي نرينه ها تا آن اندازه كه نه تنها غذا بلكه مگس ها هم به آن چسبيده اند.



3 ـ شاكي بودن اساتيد تحفه ي اين دانشكده از رفت و آمد پياپي دانشجويان به آبدار خانه ي هميشه رو به راه ايشان ، تا آن اندازه كه نعره شان در آستانه ي بيرون جهيدن بوده و هست.



4 ـ هيچ چيز براي يك دانشجوی فيزيك خوش تر از خفه ماندن استاد نيست . تا آن اندازه كه حاضر ست دست به هر كاري بزند تا كمتر وق وق ايشان را بشنود .






تا همين اندازه كافي بود تا دانشجويان اين دانشكده بر آن داشته شوند كه از ترياي نرينه ها چاي و ليوان گيرند و جهت دزدي آب جوش به آبدارخانه ي كارمندان هجوم آورند.



و از آنجايي كه در اين دانشكده مخ چونان ساير پديده ها هماره تعطيل ست ، صنف بز ها ( ما و جميت دوستان ) چون سماور خاموش ببينند ، بدون توجه به نشانه هاي رويش ، پيچش به هر سو كه توانند بچرخانند و بلكه هم از جا در آورند شايد كه فرجي شود و چراغش روشن شود و صدای قل قلش بر آيد . كه قلب ها مالامال نور و محبت و انسان دوستي شود از ديدار آن چراغ كوچك قرمز و پس از آن هم شنيدن آن قل- قل خوش آهنگ ، تا آن اندازه كه در آن جايگاه تنگ بزكان بر سر و كله ي هم كوبند و بلكه هم آب جوش روي هم ريزند . و فكر نمي كنند كه يك سماور آب جوش به همه مي رسد .



البته اگر يك بز تنها هم به آبدار خانه شود خودش روي خودش آب جوش بريزد و خود به جاي دوستاني كه نيستند خود را هل بدهد ، كه اين حركات از اصيل ترين آيين هاي بز بودن ست و شايسته نيست كه دمي فراموش شود .






در پايان بايد يادآور شوم كه از آنجايي كه اين سماور ِتازه خريداري شده دست كم روزي ده بار ( بسته به ميزان خواب آلودگي كلاس ها و دودرشدنشان ) مورد عنايت و لطف دوستان قرار می گيرد ، تا يك هفته ي ديگر جنازه ي آش-و-لاش وي به همنوعان پيشينش در انباري خواهد پيوست .





















پ . ن : آن بزغاله اي كه در آبدارخانه روي يك بز كوهی ِ پيشكسوتِ فداكار ِ مهربان ِ
نازنين ــ كه همه ي دانشكده هاي فيزيك دنيا پيش مرگش شوند ــ مي بندد و فكر  نمي كند كه با دو ليوان آب جوش در دست چطور بايد آن در لكنته را باز كرد ، حقش ست كه جلوي اساتيد لگد نثارش شود .



زين پس هم اگر دوباره ادا در آورد كه غصه و قصه و از اين جور مزخرفات در دل ( ! ) دارد ، شخصا از همان پنجره كه خيره اش شده بود كله - پا آويزانش مي كنيم تا كلا دل و روده ( بلكه هم دل - روده ) فراموشش شود و بياموزد كه هيچ بزي از اين عضو هاي مبتذل × نداشته ، ندارد و نشايد هم كه داشته باشد .












× از دیگر عضو هاي مبتذل مخ ست . البت بين بز ها ميان مبتذل تر بودن مخ و دل هنوز اختلاف ست .

































. Post a Comment

<< Home












Archives




March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
October 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
February 2009
















Listen To Genesis