Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter website statistics



 





ويشنو خواندمشان در خواب خويش




آنها را که می دانستم جز سيارگان گردنده بر مدار ها نبودند




ـ همه شان ـ







و توان باور نبود




نيست










بی حرمتی دشنام























































آنسوی سياهچاله







ـ سپيد چاله ـ







آيا نبايدش که جاذبه منفی باشد؟










و انحنای منفی فضا ؟













جهان وی بر وی فروريزد و جز وی را راهی نيست تا وی







ــ سپيد - سياه چاله ـــ










روييده از ناف وی انجيری که بر آن برهما ديريست جان سپرده







ديگران جان نيافته




نبوده













تنها




شيوا





می رقصد


















می رقصاند






شيوا را






















می رقصد




شيوا













می رقصاندش




شيوا










و بدين Adagio ، سالسا وار ، سرود می خواند جهان وی را







تا که دهان دوخته ، بی سرود - ديو بيداری ، از مرگش برنخيزد










عريان ست درخت انجير سياه که از نافش روييده




می رقصند انجير های بی حشره انجير




ـ سياه ـ







Adagio را سالسا




























سرود بخوان شيوا




ديو را حتی راهی نيست تا جهانم و اين خالی که بسته است




بسته







سرود بخوان شيوا




سرود بخوان




دست در دستم بنه



















شيوا







يگانه در جهانم !







دانی که همه جز تو مرده




نبوده مرده




خاکسترشان آذين چشمانت










سرود بخوان
















شيوا !













رويای من !







مرگ ست بی رويايی ام




چه تفاوت که : يا گواهش



















دست افشان تا به رويايت نميرم

























ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ







ويشنو :




خدايی که کيهان خواب وی ست و از نافش بوته ی نيلوفری روييده که بر آن برهما می نشيند




جهان به کن فيکون برهما ست که هست




به چشم گشودن و بستنش







انجير :




گلهای نر وماده اش بر روی یک درخت است. زين رو تک جنسيتی خوانده می شود . اگر تخمك های نهنج انجير توسط زنبور كوچكی به نام بلاستوفاگاپسنز تلقيح نشوند، نهنج پس از خشكيدن می افتد. گاهی نيز نهنج بدون لقاح تخمك ها نمو می كند كه در اين صورت ميوه انجير به جای قرمز، صورتی رنگ می شود . پوست ميوه ممكن است رنگ های مختلفی داشته باشد







يادم ست که انجير هايش سياه بود همه . سياه سياه و در تمام آن ۱۸ ، ۱۹ سال هيچ حشره ای دو رو برش نديدم . به آفتاب زنده بود و هميشه منتظر




من و او




تا تابستان شود و لکه های سياه بر تن سبز ميوه اش بگسترد ، طاقت نياورم ، از هر سو آويزانش شوم و کال کال بخورم . داغ تر شود و آنها که که کنار ايوان بالا بودند سيه جامه بشکافند و سينه ی سپيد - سرخ از هم شکافته شان .. هميشه ياد آور رقص وی







مست شود هوا به مستی سياهزنی شبانه و انجير و انگور و سيل ببارد ميانه ی تابستان بر تن عبايی ها و ماهی ها که مردند همان روز که به هق هق کابوس مرگشان از خواب پريدم













.




.




.







شب است و پا ستون معبد ماهی هايت




می کوبد باران




و بزرگ انجير سياه می افتد به پيشگاه گريبان دريده اش




ـ گريبان دريده ـ




می پاشد از هم روی موزاييک ها




غوطه می خورد در آب



و به زانو در می آيد پندار نپنداشته ی معبد ماهی هات

















. Post a Comment

<< Home












Archives




March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
October 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
February 2009
















Listen To Genesis