Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter website statistics



 





می کشد مرا


حالا که تمام بهانه ها آرام گرفته اند












دیگر کسی دور نیست تا آواز عاشقانه اش بخوانم
تا فراموش کنم که عشق از سر چه بود














بهانه ها تمام آرام گرفت و حالا بی خوابی مطلق است
سکوت محض


سکوت محض این سیاره ی کوچک که آن بالا را ضجه می زند























هاها نوشتمش

دست آخر نوشتمش

شاید دست از سرم بردارد و باز هم برای چند سال فراموش شود

















یادت هست؟
یادت هست تمام آن شب ها را که دست هام گشوده می گذاشتم
تا از خواب که برخیزم شاید این هیچ باشد که می حسند؟

























حالا تمام روز ها را ضجه می زنم

















بهانه ساختن هم به کارم نمی آید













نه چون دیگران هم – آااه خواهم نه هیچ
































از این درد با هیچ کس نتوان گفت




























از این درد نتوان گریخت





































بیزارم از تو ای ناخواسته خودآی اگر که باشی

بیزارم از تو اگر پی آمد تو باشم
پی امد بازی گوشی ات
































این درد که مرا می کشد و به هیچ جای راه نمی برد


هرگز






































بیزار نیستی از من؟

تو آن داری که همیشه حسرت اش بردم
همیشه
از آن لحظه که به یاد دارم
























خواستی دارم که هرگز نتوانی داشت
























چه بیچاره ای اگر که باشی
















هاها






تو تنها آبنبات کوچکی هستی ضجه هایم را
که مدت هاست تف کرده ام ش
چه شد که دوباره به یاد آمدی؟















خواست تو تنها
خواست سخن گفتن با تو تنها
تنها خواست کسی ست که در می یابد رنج خودآ نبودن را

رنج خرده کاهی بودن
در اقیانوس شگفت و تاریک کائنات را
رنج خواست آن اقیانوس را بودن
همه



















و تو حتی اگر باشی چه فهمی اینها را؟

































تو بهانه ای همانقدر که گاهی انسان ها بهانه می شوند
کوه ها بهانه می شوند








































بهانه ها حالا همه خاموش گشته اند


در قفسی که کمی بیشتر از تنم جا دارد گرفتارم
رها شده
میان خالی بی نهایت بزرگی که تنها سقف بزرگی ست برای جانم































آن بالا


آن بالا
می خواهم که باشم





























می خواهم که نباشم
از فرط بودن































. Post a Comment

<< Home












Archives




March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
October 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
May 2008
February 2009
















Listen To Genesis